هانی عسلمهانی عسلم، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره
پیوند من و عشقمپیوند من و عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

زندگی تون زیبا

تولدت مبااااااارک....

سلام قدم نو رسیده خوش اومدی....این یکسال مثل برق و باد گذشت و الان ک فکر میکنم باورم نمیشه یکسااااااال بزرگ شدی ، چقدر زود گذشت.... تمام طول روز 4چهارشنبه به فکر خاطرات سال گذشته بودم ک لحظه شماری میکردم ک هر چه زودتر بغلت کنم......هییییییی چه روزی بود بیست و یکم بهمن نود و سه تولدت چهارشنبه بود ولی بخاطر اینکه علی و امید باشن پنجشنبه جشن رو گرفتیم ، خاله جونه منم از اراک اومد ک یکسالگی تو بهت تبریک بگه ، خاله جون ممنوووون هانی خییییلی شیطون و بلا شدی ، از فردای تولدت تاتی تاتی رو شروع کردی و حالا دیگه  زندگی برام نمیزاری تنت سالم عزیزززززم..... نا گفته نماند ک همه و همه سعی کردن بهترین خ...
28 بهمن 1394

روز تولدت....

سلام نفسمممممم..... خوبی مامانی؟؟؟؟ روز تولدت ما دعوت بودیم خونه ی خاله خدیجه ( دوره ی زنونه بود ) ، خاله فاطمه و خاله خدیجه زحمت کشیدن و بهت کادو دادن و اما خاله نیلوفررررر...... زحمت کشیده بود و با اون حالش با نی نی شون ، برای شما ی کیک خییییلی خوشمزه درست کرده بود ، دستش درد نکنه اینم عکسه قشنگت اینم کیک.... واما دوسته خوبت آکام ...
28 بهمن 1394

تولد پسر عموها

سلام نفسی.... پانزده بهمن تولده پسر عموهات بود و عمو رضا براشون تولد گرفته بود...تو هم کلی با اسباب بازی هاشون ک کادو گرفتن بازی میکردی و خوشحال بودی ...
28 بهمن 1394

آنچه گذشت

سلااااام پسر قشنگم دیگه مردی شدی واسه ی خودت ، الان یکسالته و کلی مزه و نمک از صورت ماهت میریزه منم برای همین ازین به بعد برات این روزهای خوب رو مینویسم تا بزرگ شدی بخونی و بدونی چقدر مااااااهی   این عکست تو بیمارستان یه روز صبح ک خواب بودی تو ماشین و تو بغل مامان اولین نوروز در کنار تو و سفره ی هفت سینه خونه ی عزیزجون نمایشگاه گل پل طبیعت هانی دوایور هانی یهویی تولد 33 سالگی بابا     جشن اراک ب مناسبت سی امین سالگرد ازدواج ازدواج مامان جون و پدر جون آش دندونی     شمال شهریور ماه مراس...
28 بهمن 1394
1